داستان... اگه بخوایم یه زندگی ایده آل برای خودمون دست و پا کنیم ،فقط کافیه نگاهمون به اطراف رو ،اونجوری که حس می کنیم برای خودمون ترسیم کنیم.نه اونجوری که هست... |
||
یک شنبه 12 شهريور 1391برچسب:, :: 19:35 :: نويسنده : ويستا
پسري پول هاي مچاله شدش رو اروم گذاشت جلوي فروشنده و گفت ——— کودکی به پدرش گفت: «پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز رو دیدم از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند …
——— عابری خطاب به پسرک چسب فروش: تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم باز نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو … ! ! ! نظرات شما عزیزان:
|
||
![]() |